عز الدين حسينى زنجانى
98
معيار شرك در قرآن (فارسى)
درخواستى مشرك شده است ؟ در روايت آمده است كه خاتم پيامبران « ص » به حضرت عزرائيل فرمود : مرا تا زمانى كه برادرم جبرئيل بيايد مهلت بده « 1 » . اين آن چيزى است كه شما فاضل ارجمند آن را بعيد مىشماريد ، در حالى كه دقيقاً معنا و مفهوم وكالت همين است . سپس فاصل محترم كلمه وكيل را به گفتهء خود مترادف بنده و كارگزار قرار داده است ، در حالى كه اين دو مترادف هم ديگر و داراى يك معنا نيستند ، بلكه بين آن دو اختلاف زيادى است چنانكه پوشيده نيست و شايد چون ايشان از وكيل استنباط اين معنا را كردهاند كه چون وكيل به طور كامل و مطلقاً در اطاعت موكّل است ، ازاينرو او آنچنان بنده و مطيعى است كه خداوند سبحان در قرآن مىفرمايد : « عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى شَىءٍ » « 2 » . و از آيه چنين نتيجه گرفتهاند كه ، مراد از « لايَقْدِرُ عَلى شَئٍ » اين است كه ، وكيل توان كوچك ترين كارى را هم ندارد . و ما دانستيم و در اينباره گفتيم كه منظور از عدم توانايى مطلق بر انجام كار در صورتى است كه براى او از طرف موكّل اجازه و فرمانى نباشد و مسلوب الاختيار باشد ؛ يعنى هر گونه اختيار انجام كار جز در مواردى كه موكّل در آنها رخصت داده از او سلب شده باشد . فاضل محترم مىگويد : به طور خلاصه هرگاه علوّشأن و بلندى قدر و منزلت و نزديكى پيامبر به خداوند متعال ثابت شد ، پس مىتوان نتيجه گرفت كه توجّه به او مثل
--> ( 1 ) . بحارالانوار ، ج 22 ، ص 510 . ( 2 ) . نحل ( 16 ) آيهء 75 ، « برده مملوكى است كه توانايى و قدرت هيچ چيز را ندارد » .